معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم علیرضا لک زایی، مسئول کارگروه نهضت حفظ قرآن شورای هماهنگی و گسترش فعالیت های قرآنی فارس در قسمت نخست این سلسله مقالات از روزگاری گفتیم که قرآن در فرهنگ و زندگی مردم جایگاهی پررنگ داشت؛ در خانه ها خوانده می شد، در مسجدها شنیده می شد و در بسیاری از مناسبت ها و گفت وگوها حضور داشت. البته آن روزگار نیز مانند هر دوره دیگری، فاصله هایی میان دانستن و عمل کردن وجود داشت؛ اما پیوند مردم با قرآن، بخشی آشنا از زندگی روزمره بود.
به قلم علیرضا لک زایی، مسئول کارگروه نهضت حفظ قرآن شورای هماهنگی و گسترش فعالیت های قرآنی فارس
در قسمت نخست این سلسله مقالات از روزگاری گفتیم که قرآن در فرهنگ و زندگی مردم جایگاهی پررنگ داشت؛ در خانه ها خوانده می شد، در مسجدها شنیده می شد و در بسیاری از مناسبت ها و گفت وگوها حضور داشت. البته آن روزگار نیز مانند هر دوره دیگری، فاصله هایی میان دانستن و عمل کردن وجود داشت؛ اما پیوند مردم با قرآن، بخشی آشنا از زندگی روزمره بود. امروز نیز قرآن در زندگی بسیاری از ما حضور دارد؛ در تلاوت ها، مجالس، آموزش ها و برنامه های قرآنی.
پرسش مهم تر این است که چگونه می توانیم اثر قرآن را در زندگی روزمره بیشتر کنیم؟ آیا باید بیشتر قرآن بخوانیم؟ آیا جلسات و برنامه های قرآنی بیشتری برگزار کنیم؟ آیا حفظ و تلاوت گسترده تر، ما را به جامعه ای قرآنی نزدیک خواهد کرد؟
همه اینها ارزشمند است؛ اما شاید مقصد، یک قدم جلوتر باشد؛ آنجا که آیه ای که خوانده ایم، در یک لحظه واقعی زندگی، دست ما را بگیرد و انتخاب و رفتار ما را بهتر کند. قرآن باید از کتابی که می خوانیم، به راهی که می رویم تبدیل شود.
گاهی برای فهمیدن اینکه قرآن چگونه می تواند وارد زندگی شود، کافی است به یک لحظه واقعی از زندگی یکی از پیشوایان دین نگاه کنیم. در روایتی که بیهقی در شعب الإیمان نقل کرده، آمده است که روزی کنیزی هنگام آماده کردن آب وضوی امام سجاد(ع)، ظرف آب را از دست داد و بر صورت ایشان افتاد و آن را مجروح کرد. کنیز که نگران شده بود، این آیه را خواند: «وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ» امام فرمود: خشم خود را فرو بردم. کنیز ادامه داد: «وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» امام فرمود: از تو گذشتم. کنیز گفت: «وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِین» امام فرمود: تو را در راه خدا آزاد کردم. در چند لحظه، سه بخش از یک آیه به سه رفتار تبدیل شد: کظم خشم، عفو و احسان.
اینجا معنای آن سه کلمه روشن می شود: یک آیه، یک لحظه، یک انتخاب. یک آیه در ذهن بود؛ یک لحظه حساس فرا رسید؛ و یک انتخاب، واکنشی طبیعی را به رفتاری الهی تبدیل کرد. آیه از زبان فراتر رفت و در رفتار او جلوه کرد.
شاید قرآن زیستی همین باشد: آنچه از قرآن می خوانیم، درست در لحظه ای که باید انتخاب کنیم، به رفتار ما تبدیل شود. اما این حضور، به لحظه های دشوار محدود نمی شود.
قرآن برای تمام زندگی سخن دارد؛ برای زمانی که باید تصمیم بگیریم، برای روابطمان با دیگران و حتی برای روزهایی که زندگی به ما لبخند می زند. وقتی فرزندی به دنیا می آید، جوانی به موفقیتی می رسد، خبری خوش می شنویم یا خانواده ای کنار یکدیگر شاد هستند، اینها نیز لحظه های زندگی اند؛ و قرآن می تواند در همه آنها حضور داشته باشد. قرآن در شادی، ما را به شکر نزدیک می کند؛ در موفقیت، کمکمان می کند نعمت را ببینیم و مغرور نشویم؛ در محبت، به احسان و وفاداری فرامی خواند و در برخورد با نعمت، یادمان می دهد شادی خود را با دیگران قسمت کنیم. قرآن می تواند کیفیت شادی ما را نیز بهتر کند؛ شادی ای که در آن کسی تحقیر نمی شود، حقی ضایع نمی شود و لذت ما به رنج دیگری تبدیل نمی شود. پس گاهی باید در اوج خوشی از خود بپرسیم: «قرآن می خواهد این شادی را چگونه زندگی کنم؟»
شاید قرآن زیستی یعنی اینکه قرآن در همه فراز و فرودهای زندگی همراه ما باشد؛ در شادی و اندوه، در موفقیت و ناکامی و در انتخاب های کوچک و بزرگ. قرآن می تواند زندگی ما را زیباتر، عمیق تر و انسانی تر کند.
قرآن را کجا باید زندگی کرد؟ قرآن می گوید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» پس قرآن را باید در عدالت خود نشان دهیم؛ در معامله ای که می کنیم، در قضاوتی که درباره دیگری داریم، در تقسیم محبت میان فرزندان، در رفتار مدیر با کارمند و معلم با دانش آموز.
قرآن از رحمت سخن می گوید؛ پس باید جایی در رفتار ما برای مهربانی باز شود. از امانت می گوید؛ پس کار، مسئولیت، مال و سخنی که دیگری نزد ما به امانت گذاشته، باید حرمت داشته باشد. از غیبت و تهمت نهی می کند؛ پس فضای مجازی نیز می تواند بخشی از میدان اخلاق قرآنی باشد.
اما قرآن در اخلاق اجتماعی خلاصه نمی شود. می تواند در نوع نگاه ما به زندگی نیز اثر بگذارد؛ در امید، شکرگزاری، محبت به خانواده، استفاده از نعمت ها و تصمیم گیری برای آینده. اینجاست که قرآن از طاقچه پایین می آید و به میز زندگی می رسد؛ به خانه، بازار، مدرسه، اداره، خیابان و تلفن همراه.
اگر بخواهیم بدانیم قرآن وارد زندگی شده یا نه، شاید لازم نباشد ابتدا تعداد ختم های قرآن را بشماریم؛ گاهی کافی است به یک خانه نگاه کنیم. آیا در آن خانه کسی می تواند اشتباه خود را بدون ترس بگوید؟ آیا پدر و مادر حرمت یکدیگر را در برابر فرزندان حفظ می کنند؟ آیا هنگام اختلاف، گفت وگو جای تحقیر و فریاد را می گیرد؟ در روزهای خوش چطور؟ آیا اعضای خانواده نعمت ها را می بینند، شکر می کنند و شادی شان را با یکدیگر قسمت می کنند؟
خانه قرآنی فقط خانه ای نیست که صدای تلاوت در آن شنیده می شود؛ خانه ای است که آثار تلاوت را می توان در رفتار اهل آن دید. فرزند، قرآن را فقط در کتابخانه خانه نمی بیند؛ قرآن را در رفتار پدر و مادرش می بیند.
سبک زندگی با یک تصمیم بزرگ ساخته نمی شود؛ از انتخاب های کوچک و تکرارشونده ساخته می شود. نحوه خرید و مصرف، سخن گفتن با همسر و والدین، برخورد با همکار و همسایه، واکنش هنگام خشم، نوع شادی کردن، شیوه استفاده از نعمت ها و رفتار ما در فضای مجازی، همه بخشی از زندگی روزمره اند.
وقتی معیارهای قرآنی در این انتخاب ها حضور پیدا کنند و رفتارها تکرار شوند، کم کم شیوه زندگی ما را شکل می دهند. این همان نقطه ای است که سبک زندگی قرآنی شکل می گیرد؛ نه مجموعه ای از دستورهای جدا از زندگی، بلکه شیوه ای برای انتخاب کردن، شادی کردن، رفتار کردن و با دیگران زیستن.
شاید لازم باشد یک سؤال تازه وارد زندگی خود کنیم: «قرآن درباره این موقعیت چه می گوید؟»
قبل از اینکه جواب کسی را بدهیم؛ هنگام اختلاف با همسر یا فرزند؛ وقتی خبر خوشی می شنویم؛ هنگام موفقیت؛ در لحظه شکرگزاری؛ پیش از انتشار یک مطلب در فضای مجازی؛ هنگام خرید و تصمیم گیری؛ و درست در لحظه ای که با یک انتخاب مهم روبه رو هستیم. همین سؤال ساده می تواند قرآن را از «موضوع مطالعه» به «معیار انتخاب» تبدیل کند.
اما داستان نباید به یک نفر ختم شود. اگر یک نفر رفتار خود را با معیارهای قرآن بهتر کند، اتفاق خوبی افتاده است؛ اما جامعه قرآنی زمانی شکل می گیرد که این رفتارها از فرد به خانواده و از خانواده به جامعه راه پیدا کنند. وقتی انصاف، امانت، گذشت، احترام، شکرگزاری و مسئولیت پذیری به ارزش های مورد احترام جامعه تبدیل شوند، اتفاق مهم تری رخ داده است.
کاسب می گوید: «می توانستم بیشتر سود کنم، اما انصاف اجازه نمی دهد». مدیر می گوید: «این تصمیم به نفع من است، اما حق دیگری ضایع می شود» جوان می گوید: «اگر انتشار این مطلب به آبروی کسی آسیب می زند، منتشرش نمی کنم» و کسی که به موفقیتی رسیده است، خدا را شکر می کند و دیگران را نیز در شادی خود سهیم می سازد. در چنین جامعه ای، قرآن به معیار مشترک گفت وگوی مردم تبدیل می شود.
گفتمان از شعار شروع نمی شود؛ از گفت وگو و رفتار آغاز می شود. وقتی خانواده ای برای تربیت فرزندش به معیارهای قرآنی رجوع می کند، جوانی برای یک تصمیم مهم زندگی به ارزش های قرآن توجه می کند، و کاسب، پزشک، معلم، کارمند و مدیر، کار خود را با معیارهایی چون امانت، عدالت و احسان می سنجند، قرآن آرام آرام وارد زبان مشترک جامعه شده است.
در چنین شرایطی، برای هر رفتار خوب لازم نیست برچسب «قرآنی» بزنیم. خود رفتار، سخن می گوید. این همان نقطه ای است که قرآن از یک تجربه فردی فراتر می رود؛ به خانواده، مدرسه، محیط کار و فضای اجتماعی راه پیدا می کند و می تواند به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شود. جامعه ای که مردم در تصمیم ها و گفت وگوهایشان از معیارهای قرآن الهام می گیرند، جامعه ای است که با قرآن می اندیشد و با قرآن زندگی می کند.
قرآن همین امروز در خانه های ما، در مسجدها، در مدرسه ها و در دل بسیاری از مردم حضور دارد. شاید گام بعدی این باشد که این حضور، بیش از پیش در شیوه زندگی ما دیده شود.
آیه ای که از راستی و امانت می گوید، در کار و مسئولیت مان دیده شود. آیه ای که از عدالت می گوید، هنگام تصمیم گیری دستمان را بگیرد. آیه ای که از نیکی به پدر و مادر می گوید، در رفتارمان جاری شود. آیه ای که از حفظ حرمت انسان ها سخن می گوید، در فضای مجازی همراه ما باشد و آیه ای که ما را به شکر و احسان فرامی خواند، در لحظه های شیرین زندگی، شادی ما را عمیق تر و زیباتر کند.
قرآن می تواند کیفیت لحظه های ما را تغییر دهد؛ به شادی هایمان معنا، به انتخاب هایمان جهت، به روابطمان گرمی و به روزهای دشوارمان امید ببخشد. شاید قرآن زیستی از همین جا آغاز شود؛ اینکه هر روز، یک آیه را فقط نخوانیم، بلکه اجازه دهیم آن آیه چیزی در زندگی ما را بهتر کند. یک آیه در یک رفتار؛ یک معنا در یک انتخاب؛ یک تغییر کوچک در یک زندگی.
و اگر این اتفاق برای یک نفر رخ دهد، می تواند به خانواده او برسد؛ از خانواده به مدرسه و محیط کار، از آنجا به محله و شهر، و سرانجام به فرهنگ عمومی جامعه راه پیدا کند.
چه زیباست روزی که قرآن را بتوان در بسیاری از رفتارهای زیبا دید؛ در انصاف یک کاسب، در مهربانی یک مادر، در امانت داری یک کارمند، در مسئولیت پذیری یک مدیر، در شادی یک جوان و در گذشت یک انسان. آن روز، قرآن بیش از پیش در زندگی مردم جاری خواهد بود. در آن روز، قرآن از کتابی که می خوانیم، به راهی که می رویم تبدیل می شود؛ از موضوع سخن، به شیوه زندگی؛ و از رفتار افراد، آرام آرام به فرهنگ جامعه و چه زیباست روزی که زندگی مردم، با رفتارهایشان از قرآن سخن بگوید.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}